مجله آکادمی باغ کتاب

آیا خلاقیت پیر و جوان دارد؟!

یافته های تحقیقات نشان می دهند که خلاقیت تنها مختص به جوانان نیست؛

تاکنون استفاده از دو روش در دوران کاری برندگان نوبل اقتصاد محرز شده است.

نویسنده: جف گربمیر[1]

منبع: دانشگاه اوهایو (2019)

بازیابی از سایت: sciencedaily

ااگر تصور می کنید که دانشمندان بزرگ در دوران جوانی بیشترین خلاقیت را دارند، پس قسمتی از ماجرا را از دست داده اید.

یک مطالعۀ جدید بر روی برندگان جایزۀ نوبل در رشتۀ اقتصاد نشان می دهد که دو چرخۀ خلاقیت متفاوت در طول زندگی افراد وجود دارد. یک چرخه  موجب موفقیت گروهی از افراد در اوایل دوران کاری می شود، اما چرخۀ دوم عمدتاً مدت ها بعد به ذهن فرد خطور می کند.

یافته های این تحقیق نشان می دهد که نقطۀ اوج چرخۀ اولیه سال های میانی دهۀ بیست برندگان جایزۀ نوبل و جوایز مشابه، و نقطۀ اوج چرخۀ بعدی سال های میانی دهۀ پنجاه زندگی است. 

این پژوهش کارهای پیشین نویسندگانی را که الگوهای مشابهی را در هنر و علوم دیگر یافته اند، تأیید می کند.   

بروس واینبرگ[2]، نویسندۀ اصلی این تحقیق و استاد اقتصاد دانشگاه ایالتی اوهایو می گوید: «ما معتقدیم که آنچه در این مطالعه یافته ایم محدود به اقتصاد نیست، و می تواند با تعمیم بیشتر، در مورد خلاقیت نیز کاربرد داشته باشد. افراد زیادی بر این باور هستند که خلاقیت منحصراً مربوط به دوران جوانی است، اما در واقع بستگی به این دارد که شما در مورد چه نوع خلاقیتی صحبت می کنید».

واینبرگ این تحقیق را همراه با دیوید گالنسن[3]، استاد اقتصاد دانشگاه شیکاگو انجام داده و پژوهش آنها در شمارۀ ویژۀ مجلۀ De Economist منتشر شده است.

این تحقیق آن دسته از برندگان جایزۀ نوبل را که پیشگامانه ترین کار خود را در اوایل دوران کاری انجام داده بودند، نوآوران «مفهومی» می نامد.

به گفتۀ واینبرگ، این نوع نوآوران دارای «تفکر خارج از جعبه» هستند و خرد متعارف را به چالش می کشند و تمایل دارند تا به یکباره ایده های جدیدی را مطرح کنند. نوآوران مفهومی مایلند تا در اوایل دوران کاری و پیش از فرو رفتن در تئوری های پذیرفته شده در حوزۀ فعالیت خود، به اوج برسند.

او می گوید، اما نوع دیگری از خلاقیت هم وجود دارد که در میان نوآوران «تجربی» یافت می  شود. این گروه از نوآوران به جمع آوری دانش در طول دوران کاری خود می پردازند و روش های پیشگامانه ای را برای تجزیه و تحلیل، تفسیر و ترکیب اطلاعات گردآوری شده برای رسیدن به روش های جدید فهمیدن، می یابند.

زمان طولانی آزمون و خطا که برای نوآوری های تجربی مهم مورد نیاز است منجر می شود تا این نوآوری ها بصورت دیرهنگام در دوران کاری برندگان نوبل واقع شوند.

واینبرگ می گوید:«این موضوع که شما زودهنگام یا دیرهنگام به اوج خلاقیت خود دست یابید بستگی به این دارد که رویکردتان مفهومی است یا تجربی».

پژوهشگران یک رویکرد تجربی جدید را در این تحقیق که 31 برندۀ نوبل را در برمی گرفت، بکار بردند. آنها این برندگان را به ترتیب از تجربی ترین تا مفهومی ترین نوآور در یک لیست قرار دادند. این رتبه بندی بر مبنای ویژگی های خاص و عینی مهم ترین کار هر یک از برندگان که نشان دهندۀ رویکرد مفهومی یا تجربی بود، انجام شد.

بعنوان مثال، گرایش اقتصاددانان مفهومی استفاده از فرضیه ها، مدارک و معادلات و ضمائم ریاضی و داشتن مقدمه در مقالاتشان است. اما اقتصاددانان تجربی بر نتیجه گیری از حقایق تکیه می کنند، به این صورت که مقالات آنها به سمت و سوی استفاده بیشتر از موارد ویژه ای مانند مکان ها، دوره های زمانی، صنایع و کالاها گرایش دارد.

محققان پس از دسته بندی برندگان نوبل، سنی را که هر یک از برندگان در آن مهم ترین سهم خود در علم اقتصاد را داشته اند و می توان آن را به عنوان اوج خلاقیت آنها در نظر گرفت، مشخص کردند. آنها این کار را طبق عرفی که جامعۀ دانشگاهی ارزش، تأثیر و اعتبار مقالات پژوهشی را ارزیابی می کند، انجام دادند. یک مقاله زمانی تأثیر و اعتبار بیشتری دارد که دانشمندان دیگر در آثار خود به آن اشاره یا از آن نقل قول کنند. بنابراین، هر چه میزان نقل قول از یک مقاله بیشتر باشد، تأثیرگذاری آن نیز بیشتر است.

واینبرگ و گالنسن از دو روش مختلف استفاده کردند تا به این نتیجه برسند که در چه سنی بیشترین موارد نقل قول از برندگان نوبل صورت گرفته و آنها در اوج خلاقیت خود بوده اند. یافته های این دو روش نشان می دهد که برندگان مفهومی در حدود 29 یا 25 سالگی در اوج بوده اند و برندگان تجربی در یک روش در حدود 57 سالگی، یعنی زمانی که سنشان حدوداً دو برابر بوده و در روش دیگر در اواسط دهۀ پنجاه زندگی، در اوج بوده اند.

اغلب تحقیقات دیگر در این زمینه به مطالعۀ تفاوت های سنین اوج خلاقیت در میان رشته های مختلف مانند فیزیک نسبت به علوم پزشکی پرداخته اند. این دسته از مطالعات با توجه به سن اوج خلاقیت در میانۀ دهۀ سی و اوایل دهۀ چهل در میان اغلب رشته های علمی، عموماً به وجود اختلاف جزئی در میان رشته های مختلف رسیده اند.

واینبرگ می گوید: «این مطالعات با تفاوت های موجود در اوج خلاقیت در ماهیت خودِ رشته های علمی نسبت دارد و نه با دانشمندانی که به انجام کارها مشغول هستند. پژوهش ما نشان می دهد اینکه شما در چه زمانی بیشترین خلاقیت را دارید، به میزان کمتری محصول رشتۀ علمی است که در آن حضور دارید و  بیشتر به رویکرد شما نسبت به کاری که انجام می دهید، مربوط است».

ترجمه: آکادمی باغ کتاب تهران

 

[1] Jeff Grabmeier

[2] Bruce Weinberg

[3] David Galenson


 

نظرات کاربران

نام

ایمیل

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.